مفهوم مدرنیته در اندیشه متفکران مشروطه: تعامل سنت و نوآوری در ایران معاصر

نویسندگان

    محمدرحیم علوی تبار دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
    سید مصطفی ابطحی * گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران m-abtahi@srbiau.ac.ir
    سیدمهدی میرعابدینی گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

کلمات کلیدی:

مدرنیته, مشروطه, سنت, تجدد, روشنفکری ایرانی

چکیده

مدرنیته در ایران عصر مشروطه نه به‌عنوان گسستی کامل از سنت، بلکه به‌صورت فرایندی پیچیده، چندلایه و پویا از تعامل، بازخوانی و بازتعریف سنت‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی شکل گرفت. متفکران مشروطه، در مواجهه با بحران عقب‌ماندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نیز تجربه استبداد چندسده‌ای، کوشیدند میان میراث فکری و فرهنگی بومی و الزامات جهان مدرن نوعی سازگاری نظری و عملی برقرار کنند. این تلاش‌ها نشان می‌دهد که مدرنیته ایرانی برخلاف الگوی غربی، صرفاً تقلیدی یا یک‌بعدی نبود، بلکه تجربه‌ای ترکیبی، بومی و متناسب با زمینه تاریخی، فرهنگی و دینی ایران بود.این مقاله با رویکرد تحلیلی–نظری، قرائت‌های مختلف مدرنیته در اندیشه متفکران برجسته مشروطه را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این اندیشه‌ها شامل سه جریان اصلی بودند: جریان عقلانی–انتقادی که بر خرد و نقد اجتماعی تأکید داشت، جریان اصلاح‌طلبانه–تدریجی که سنت را بستری برای بازخوانی و همسازسازی با ارزش‌های نوین می‌دید، و جریان نهادی–حقوقی که اهمیت ساختارها، نهادها و قوانین مدرن را در تضمین دوام تغییرات مورد تأکید قرار می‌داد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سنت دینی و فرهنگی در این اندیشه‌ها نه مانعی مطلق، بلکه عنصری قابل بازتعریف و بازتفسیر بوده و می‌توانست در خدمت نوآوری اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قرار گیرد. به این ترتیب، مدرنیته ایرانی نه تنها با حفظ هویت فرهنگی و اخلاقی جامعه سازگار بود، بلکه امکان شکل‌گیری یک پروژه مدرن انتقادی و بومی را نیز فراهم آورد.

مراجع

Adamiyat, F. (1978). The Thought of Mirza Aqa Khan Kermani. Payam Publications.

Adamiyat, F. (1984). The Thought of Talibov Tabrizi (2nd ed.). Damavand.

Ahmadi, B. (1998). Modernity and Critical Thought. Markaz Publications.

Akhundzadeh, M. F. A. (1970). Representations. Kharazmi.

Akhundzadeh, M. F. A. (1985). Maktubat: Letters of Kamal al-Dowleh to Prince Jamal al-Dowleh. Mard-e Emrooz Publications.

Amanat, A. (2004). Pivot of the Universe: Nasir al-Din Shah Qajar and the Iranian Monarchy. Karnameh.

Behnam, J. (1996). Iranians and the Idea of Modernity. Farzan Rooz Publishing and Research.

Davari Ardakani, R. (1980). What Is Philosophy? Allameh Tabatabaei Cultural Center Publications.

Giddens, A. (1998). The Consequences of Modernity. Stanford University Press.

Jahanbegloo, R. (2008). Iran and Modernity. Qatreh Publishing.

Lukacs, G. (1971). History and Class Consciousness: Studies in Marxist Dialectics. MIT Press.

Lyotard, J. F. (1987). The Postmodern Condition. University of Minnesota Press.

Malkom Khan, M. (1946). Treatise on the Principles of Civilization. University of Tehran, Library of Law and Political Science.

Malkom Khan, M. (1976). Qanun. Amir Kabir Publications.

Milani, A. (2003). Modernity and Anti-Modernity in Iran. Akhtaran.

Mojtahed Shabestari, M. (2002). Three Types of Reading Tradition in the Age of Modernity. In A. Soroush (Ed.), Tradition and Secularism. Serat.

Rezaqoli, A. (1994). Sociology of Despotism: A Sociological Analysis of Zahhak the Serpent-Shouldered. Nashr-e Ney.

Ringer, M. M. (2002). Education, Religion, and the Discourse of Cultural Reform in the Qajar Era. Ghoghnous.

Talibov, A. Masalek al-Mohsenin. Kalaleh Khavar.

Talibov, A. (1967). Ketab-e Ahmad (Vol. 1). Joint Stock Company of Pocket Books.

Vahdat, F. (2003). Iranian Intellectual Encounters with Modernity. Ghoghnous.

دانلود

چاپ شده

۱۴۰۵/۰۸/۰۱

ارسال

۱۴۰۴/۱۰/۱۰

بازنگری

۱۴۰۵/۰۱/۱۸

پذیرش

۱۴۰۵/۰۱/۲۶

شماره

نوع مقاله

مقالات

ارجاع به مقاله

علوی تبار م. .، ابطحی س. م.، و میرعابدینی س. . (1405). مفهوم مدرنیته در اندیشه متفکران مشروطه: تعامل سنت و نوآوری در ایران معاصر. پژوهش‌های تطبیقی فقه، حقوق و سیاست، 1-13. https://csjlp.org/index.php/csjlp/article/view/685

مقالات مشابه

11-20 از 29

همچنین برای این مقاله می‌توانید شروع جستجوی پیشرفته مقالات مشابه.